تبليغاتX
بازاریابی اینترنتی کالای شما . - تحول فردی

بازاریابی اینترنتی کالای شما .

بازاریابی کالای شما به صورت اینترنتی، افزایش آمار بازدید کنندگان شما

تحول فردی

هر انساني كه پا به جهان هستي مي گذارد، داراي حق حيات است؛ حق حيات، حقي فطري، ذاتي و طبيعي است و اگر آفرينش عالم را ناشي از اراده آگاهانه خــــداوند بدانيم، هيچ كس جز او نمي تواند اين حق را از انسان سلب كند.

هر انساني كه پا به جهان هستي مي گذارد، داراي حق حيات است؛ حق حيات، حقي فطري، ذاتي و طبيعي است و اگر آفرينش عالم را ناشي از اراده آگاهانه خــــداوند بدانيم، هيچ كس جز او نمي تواند اين حق را از انسان سلب كند.
انسانها براي احقاق و پاسداشت اين حق است كه كار و تلاش مي كنند و با ثمره آن حيات خود را تضمين و زندگي را آنگونه كه مي خواهند سامان مي بخشند. از اين منظر، انسان موجودي اقتصادي است كه ساحت معيشتي او بر ساير ساحتها تقدم و برتري دارد.
انسان اقتصادي در جستجوي رفاه و آسايش، به صحنه جامعه و كسب و كار مي آيد. صحنه اي كه ويژگيها و خصوصيات آن دايماً درحال تغيير است و در قسمت گذشته اين مجموعه، برخي از جنبه هاي اين تغيير برشمرده شد. مراوده با محيطي متغير، مستلزم تغييرات شخصي است. اين تغييرات براي بقا و حفظ كارآمدي انسان در ساماندهي مطلوب حيات خويش ضروري است.
مازلو (MASLOW) روانشناس نامدار آمريكايي نيز، انسان را موجودي دانسته كه به لحاظ روانشناختي، ميل به پيشرفت و انجام بهتر امـور دارد. مي توان گفت كه در اينجا رابطه اي دوسويه بين انسان و محيط برقرار است:
انسانها تغيير و پيشرفت مي كنند و با تغيير خود، محيط را تغيير مي دهند؛ تغيير آنچه در اطراف انســـــان است،‌مسايلي را براي او به وجود مي آورد و انســــان در برخورد و حل و فصل اين مسايل، مجدداً تغيير مي كند

تغيير شخصي مستلزم رها كردن امور و دلبستگي هايي است كه اكنون ديگر مناسب نيستند. اين وانهادن، بخش دردناك فرايند تغيير است؛ ولي اگر به موقع و درست انجام شود، مابه ازا و جانشيني مطلوب تر دارد. به همين خاطر همه تغييرات را دوست دارند، و در عين حال از آن مي ترسند

در فرايند تغيير، همواره عادتها، انگاره ها، موقعيتهـــــا و به طوركل داشته هايي را رها مي كنيم تــــــــا به دستاوردهايي بهتر و ارضا كننده تر برسيم. فرايند تغيير با حس كردن وضعيتي نامنـــــاسب و ناراحت كننده آغاز مي شود. در اين حال معمولاً انسان وضعيت مطلوب را در ذهن خويش تصور مي كند و اراده خود را در رسيدن به آن قرار مي دهد. هيچ تغييري بدون اقدام ميسر نيست، لذا مرحله بعدي تغيير، تلاش عملي است كه اگر با موفقيت صورت گيرد، تغيير شخصي به انجام رسيده است.

حتي اگر در وضعيتي ناخوشايند نباشيم، مي توانيم براي بهتر شدن تغيير كنيم. مثلاً اگرچه از موقعيت خود به عنوان يك كارمند ساده راضي هستيم، ولي مي توانيم با تغييراتي به موقعيت مدير ارتقا يابيم و يا از يك مدير به رهبر تبديل شويم.

متاسفانه فرايند تغيير شخصي همواره با موفقيت اجرا نمي شود. در اين مسير، معمولاً اشتباهات و تصورات غلطي وجود دارد كه معروفترين آنها بدين شرح است:

تغيير من وابسته به ديگران است: تغيير را دوست داريم، اما اجازه و محرك آن دردست ديگري يا ديگران مي انگاريم؛

تفكر منفي نسبت به تغيير وجود دارد: رسيدن به آن چيــــزي را كه دوست داريم، غيرممكن مي دانيم؛

تغييرات انبوه به جاي تغيير منفرد: به طور همزمان، انبوهي از موارد را براي تغيير انتخاب و اجرا مي كنيم؛
تصور مبهم از آنچه بايد تغيير كند: درباره تغيير كلي گويي مي كنيم و آن را غيرقابل سنجش تعريف مي كنيم؛
سپردن تغيير به فرصتهاي آينده: ادعا مي كنيم كه الان آمادگي اش را نداريم و تغيير را به فردا موكول مي كنيم.
خوشبختانه در مقابل اين بازدارنده ها و عوامل شكست، نكات راهنمايي نيز وجود دارد:
- مي توان حوزه مشخص و محدودي را براي تغيير، شناسايي و انتخاب كرد؛
- الگــــوهاي جديد فكري و رفتاري را بايد به طور شفاف تعريف كرد كه مصداق تغيير هستند؛
- از همين امروز بايد آغاز كرد؛
- تغيير خود را نظارت و ارزيابي كرد و از پيشرفت آن مطمئن شد؛
- به خود،‌ بابت تغييرات مثبت، پاداش مناسب داد
حق حيات
گفتيم كه اولي ترين حق انسان، حق حيات است و انسانها براي حيات بهتر و مطلوب تر است كه خود و جوامع خود را تغيير مي دهند؛ بدين طريق كه در گذر زمان، سازگاري خويش را با عالم بيرون افزايش داده، بر تسلط خود بر آن مي افزايند. اما آيا حق حيات، تكليف نيز هست؟ يعني انسانها مكلف به تغيير و تلاش براي حيات بهتر هستند؟ يا آنكه تغيير نكردن نيز حق مردم است؟

تغييرات اجتماعي
در جامعه شناسي، رويكردهاي نظري متفاوتي براي تبيين و معنابخشي به تغييرات اجتماعي وجود دارد. يك سوال مطرح در تغيير اجتماعي چنين است: ما تا چه اندازه كنشگران انساني خلاق هستيم و شرايط زندگي خود را فعالانه تغيير مي دهيم. يا به عكس؛ چه ميزان از تغييرات ما و به طوركلي آنچه انجام مي دهيم نتيجه نيروهاي اجتماعي خارج از كنترل ماست؟ اين مسئله همواره ميان جامعه شناسان مورداختلاف بوده است. برخي بر كنش فردي تاكيد دارند و مي گويند تغييرات ما، مخلوق تغييرات جامعه نيست، بلكه خالق آن است و برخي نظريه ها، نهادهاي اجتماعي را محدودكننده و مقدم بر رفتار ما مي دانند. در گذشته و اطراف خود تامل كنيد؛ و باتوجه به اطلاعاتتان در اين باره، تصميم بگيريد كه كدام موضع نسبتاً صحيح تر است.

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم دی 1386ساعت 14:40  توسط vampire  |