تبليغاتX
بازاریابی اینترنتی کالای شما .
ما تا ۲۱ /۱۰/۱۳۸۶ یکی از جدید ترین سیستم های بالا برنده ی آمار را در این ولاگ به صورت تستی به عمل خواهیم آورد در صورتی که میخواهید به ملیون ها نفر به صورت رایگان معرفی شوید از همین امروز شروع کنید در این پست آدرس وبلاگ و یا وبسایت خود را بنویسید تا ما آن را به رایگان در این وبلاگ قرار دهیم . این وبلاگ حدود ۴ روز پیش ساخته شده و ما میخواهیم تا تاریخ بالا آمار این وبلاگ را به صورت امتحانی بالا ببریم . در صورت جوابدهی این سیستم ما کالاهای شما و یا آدرس های شما را با دریافت مبلغی بستگی به تعداد آماری که شما می خواهید دارد . در صورتی که فروشگاه الکترونیکی دارید -سایت دارید - و یا یک وبلاگ  میتوانید تا تاریخ درج شده آدرس وب خود را در این پست در قسمت نظرات بنویسید با تشکر
+ نوشته شده توسط vampire در جمعه چهاردهم دی 1386 و ساعت 15:33 |
با شروع فعاليتهاي تجاري در اينترنت، تبليغات اينترنتي نيز پابه عرصه ظهور گذاشت. به نظر مي رسد اولين شيوه براي تبليغ استفاده از پست الكترونيك بوده باشد. اما با اضافه شدن فناوري وب به اينترنت، تبليغات اينترنتي به شكل امروزي آن آغاز گرديد. در سال 1994 اولين بنر تبليغاتي - كه امروزه معمول ترين و مشهورترين مدل تبليغ در اينترنت است - در پايگاه اينترنتي هات واير (HOTWIRE) به كار گرفته شد (CHEN,2001, P.110) . از اين سال به بعد بود كه تبليغات اينترنتي به عنوان تكنيكي موثر و كارا براي تبليغات موردتوجه بازاريابان قرار گرفت (GAO ET AL, 2002). به مرور زمان انواع جديدي از مدلهاي تبليغات در اينترنت شكل گرفتند و ميزان هزينه هاي تبليغاتي به طور مداوم افزايش پيدا كرد. به طوري كه از ميزان 55 ميليون دلار در سال 1995 به 270 ميليون دلار در سال 1996، 940 ميليون دلار در سال 1997، 2 ميليارد دلار در سال 1998 و 3/5 ميليارد دلار در سال 1999 رسيد (COEN, 1999). همچنين طبق برآوردهاي موسسه ژوپيتر كاميونيكيشن كه يكي از معروفترين و معتبرترين موسسات در زمينه ارائه آمار و اطلاعات اينترنتي است ميزان هزينه هاي تبليغات اينترنتي در سالهاي 2000، 2001، 2002 و 2003 به ترتيب برابر با 5/3، 7/3، 9/5 و 11/9 ميليارد دلار است.

با وجود نرخ رشد نسبتاً بالاي هزينه هاي تبليغات اينتــرنتي طي اين چند سال اما اين هزينه ها در مقابل كل هزينه هاي تبليغاتي صورت گرفته درجهان ناچيز است. مثلاً در سال 2000 تنها 4 درصد از كل هزينه هاي تبليغاتي در ايالات متحده مربوط به تبليغات اينترنتي بوده است. شركت جنرال موتورز كه بيشترين هزينه تبليغات را در اين سال داشته است، كمتر از يك درصد آن را به تبليغات در اينترنت اختصاص داده است. اين حقيقت درمورد شركتهاي بزرگي مثل دايملر - كرايسلر، پراكتر اند گمبل و فورد نيز به همين صورت بوده است (MORGAN STANLEY DEAN WITTER, 2001).

درنتيجه به نظر مي رسد كه بيشترين ميزان تبليغات اينترنتي به وسيله خود شركتهاي اينترنتي - شركتهايي مثل ياهو و آمازون كه فعاليتهـــاي اصلي خود را در اينترنت انجام مي دهند - صورت مي گيرد. طبق آمارها 55 تا 70 درصد هزينه هاي تبليغات اينترنتي به چنين شركتهايي تعلق دارد (MORGAN STANLEY DEAN WITTER, 2001).

البته طبق پيش بيني موسسه ژوپيتر كاميونيكيشن تا سال 2005 ميزان هزينه هاي اينترنتي به 16/5 ميليارد دلار خواهدرسيد كه 8 درصـــد از كل هزينه هاي تبليغاتي را شامل مي شود. نمودار شماره يك بيانگر ميزان رشد تبليغات اينترنتي تا سال 2005 و درصد آن از كل هزينه هاي تبليغاتي در ايالات متحده است.

میزان رشد هزینه های اینترنتی

+ نوشته شده توسط vampire در دوشنبه دهم دی 1386 و ساعت 14:31 |
اينترنت به معناي شبكه اي از رايانه هاي متعدد كه در سراسر جهان گسترده و با هم درارتباط هستند. از دهه نود و با واگذار شدن به بخش خصوصي كاربردهاي تجاري پيدا كرد. از آن زمان به بعد بود كه اين شبكه تاثيرات عميقي را بر نحوه انجام فعاليتهاي تجاري گذارد. تبليغات تجاري به دليل ماهيت فناوري محور و ارتباطي محور خود به شدت تحت اين تاثيرات قرارگرفته و اصول سنتي آن به چالش كشيــده شد. حاصل اين چالشها و تاثيرات شكل گيري پديده تبليغات اينترنتي بود. با شروع فعاليتهاي تجاري در اينترنت، تبليغات اينترنتي نيز پابه عرصه ظهور گذاشت. گـــــرچه درحال حاضر، ميزان هزينه هاي تبليغــات اينترنتي نسبت به كل هزينه هاي تبليغاتي بسيار پايين است ليكن نرخ رشد آن بيانگر اين واقعيت است كه اين شاخه در آينده نه چنـــدان دور اهميت و جايگاه ويژه اي در صنعت تبليغات پيدا خواهدكرد.
+ نوشته شده توسط vampire در دوشنبه دهم دی 1386 و ساعت 14:0 |
هر انساني كه پا به جهان هستي مي گذارد، داراي حق حيات است؛ حق حيات، حقي فطري، ذاتي و طبيعي است و اگر آفرينش عالم را ناشي از اراده آگاهانه خــــداوند بدانيم، هيچ كس جز او نمي تواند اين حق را از انسان سلب كند.

هر انساني كه پا به جهان هستي مي گذارد، داراي حق حيات است؛ حق حيات، حقي فطري، ذاتي و طبيعي است و اگر آفرينش عالم را ناشي از اراده آگاهانه خــــداوند بدانيم، هيچ كس جز او نمي تواند اين حق را از انسان سلب كند.
انسانها براي احقاق و پاسداشت اين حق است كه كار و تلاش مي كنند و با ثمره آن حيات خود را تضمين و زندگي را آنگونه كه مي خواهند سامان مي بخشند. از اين منظر، انسان موجودي اقتصادي است كه ساحت معيشتي او بر ساير ساحتها تقدم و برتري دارد.
انسان اقتصادي در جستجوي رفاه و آسايش، به صحنه جامعه و كسب و كار مي آيد. صحنه اي كه ويژگيها و خصوصيات آن دايماً درحال تغيير است و در قسمت گذشته اين مجموعه، برخي از جنبه هاي اين تغيير برشمرده شد. مراوده با محيطي متغير، مستلزم تغييرات شخصي است. اين تغييرات براي بقا و حفظ كارآمدي انسان در ساماندهي مطلوب حيات خويش ضروري است.
مازلو (MASLOW) روانشناس نامدار آمريكايي نيز، انسان را موجودي دانسته كه به لحاظ روانشناختي، ميل به پيشرفت و انجام بهتر امـور دارد. مي توان گفت كه در اينجا رابطه اي دوسويه بين انسان و محيط برقرار است:
انسانها تغيير و پيشرفت مي كنند و با تغيير خود، محيط را تغيير مي دهند؛ تغيير آنچه در اطراف انســـــان است،‌مسايلي را براي او به وجود مي آورد و انســــان در برخورد و حل و فصل اين مسايل، مجدداً تغيير مي كند

تغيير شخصي مستلزم رها كردن امور و دلبستگي هايي است كه اكنون ديگر مناسب نيستند. اين وانهادن، بخش دردناك فرايند تغيير است؛ ولي اگر به موقع و درست انجام شود، مابه ازا و جانشيني مطلوب تر دارد. به همين خاطر همه تغييرات را دوست دارند، و در عين حال از آن مي ترسند

در فرايند تغيير، همواره عادتها، انگاره ها، موقعيتهـــــا و به طوركل داشته هايي را رها مي كنيم تــــــــا به دستاوردهايي بهتر و ارضا كننده تر برسيم. فرايند تغيير با حس كردن وضعيتي نامنـــــاسب و ناراحت كننده آغاز مي شود. در اين حال معمولاً انسان وضعيت مطلوب را در ذهن خويش تصور مي كند و اراده خود را در رسيدن به آن قرار مي دهد. هيچ تغييري بدون اقدام ميسر نيست، لذا مرحله بعدي تغيير، تلاش عملي است كه اگر با موفقيت صورت گيرد، تغيير شخصي به انجام رسيده است.

حتي اگر در وضعيتي ناخوشايند نباشيم، مي توانيم براي بهتر شدن تغيير كنيم. مثلاً اگرچه از موقعيت خود به عنوان يك كارمند ساده راضي هستيم، ولي مي توانيم با تغييراتي به موقعيت مدير ارتقا يابيم و يا از يك مدير به رهبر تبديل شويم.

متاسفانه فرايند تغيير شخصي همواره با موفقيت اجرا نمي شود. در اين مسير، معمولاً اشتباهات و تصورات غلطي وجود دارد كه معروفترين آنها بدين شرح است:

تغيير من وابسته به ديگران است: تغيير را دوست داريم، اما اجازه و محرك آن دردست ديگري يا ديگران مي انگاريم؛

تفكر منفي نسبت به تغيير وجود دارد: رسيدن به آن چيــــزي را كه دوست داريم، غيرممكن مي دانيم؛

تغييرات انبوه به جاي تغيير منفرد: به طور همزمان، انبوهي از موارد را براي تغيير انتخاب و اجرا مي كنيم؛
تصور مبهم از آنچه بايد تغيير كند: درباره تغيير كلي گويي مي كنيم و آن را غيرقابل سنجش تعريف مي كنيم؛
سپردن تغيير به فرصتهاي آينده: ادعا مي كنيم كه الان آمادگي اش را نداريم و تغيير را به فردا موكول مي كنيم.
خوشبختانه در مقابل اين بازدارنده ها و عوامل شكست، نكات راهنمايي نيز وجود دارد:
- مي توان حوزه مشخص و محدودي را براي تغيير، شناسايي و انتخاب كرد؛
- الگــــوهاي جديد فكري و رفتاري را بايد به طور شفاف تعريف كرد كه مصداق تغيير هستند؛
- از همين امروز بايد آغاز كرد؛
- تغيير خود را نظارت و ارزيابي كرد و از پيشرفت آن مطمئن شد؛
- به خود،‌ بابت تغييرات مثبت، پاداش مناسب داد
حق حيات
گفتيم كه اولي ترين حق انسان، حق حيات است و انسانها براي حيات بهتر و مطلوب تر است كه خود و جوامع خود را تغيير مي دهند؛ بدين طريق كه در گذر زمان، سازگاري خويش را با عالم بيرون افزايش داده، بر تسلط خود بر آن مي افزايند. اما آيا حق حيات، تكليف نيز هست؟ يعني انسانها مكلف به تغيير و تلاش براي حيات بهتر هستند؟ يا آنكه تغيير نكردن نيز حق مردم است؟

تغييرات اجتماعي
در جامعه شناسي، رويكردهاي نظري متفاوتي براي تبيين و معنابخشي به تغييرات اجتماعي وجود دارد. يك سوال مطرح در تغيير اجتماعي چنين است: ما تا چه اندازه كنشگران انساني خلاق هستيم و شرايط زندگي خود را فعالانه تغيير مي دهيم. يا به عكس؛ چه ميزان از تغييرات ما و به طوركلي آنچه انجام مي دهيم نتيجه نيروهاي اجتماعي خارج از كنترل ماست؟ اين مسئله همواره ميان جامعه شناسان مورداختلاف بوده است. برخي بر كنش فردي تاكيد دارند و مي گويند تغييرات ما، مخلوق تغييرات جامعه نيست، بلكه خالق آن است و برخي نظريه ها، نهادهاي اجتماعي را محدودكننده و مقدم بر رفتار ما مي دانند. در گذشته و اطراف خود تامل كنيد؛ و باتوجه به اطلاعاتتان در اين باره، تصميم بگيريد كه كدام موضع نسبتاً صحيح تر است.

+ نوشته شده توسط vampire در یکشنبه نهم دی 1386 و ساعت 14:40 |